
بعداز تو از عاشق شدن چی قسمتم شد
هرلحظه به چشمای گریونم ستم شد
یک سالو چندقرن تورو کم داره خونه
این عاشق خسته واست دل نگرونه
تقدیر پشت هم برای من بد آورد
عطر تنت رو از هوای شهر من برد
بغض گلوم تو خودم آوار کردم
هرلحظه اسمت رو همش تکرار کردم
از تو چی مونده واسه به جز گذشتن
روزای خوبم بی تو دیگه برنگشتن
این خونه با عطر تنت درگیر میشه
اینجا یکی پای تو داره پیر میشه
صبرو قرار من تو بودی تا همیشه
مثل تو واسه من دیگه پیدا نمیشه
برگردو این خزون سردو سرزنش کن
باور نداره هیشکی منو باورش کن
راضی به مرگ من نبودی رفتی مردم
دلشوره هامو با هوای تو شمردم
باید دوباره خنده هامو پس بگیرم
باید دوباره از خودت نفس بگیرم