
تو این روزای قحط عشق
تو این تنهایی دلگیر
شدم خالی از احساسو
شدم یک بغض دامنگیر
هنوزم حال من خوبه
اگرچه خسته و تنهام
اگرچه مثل یک کابوس
توی خواب و توی رویام
چه میدونی از احساسم
نمی فهمی تو حرفامو
دارم این گوشه می میرم
ببین انبوه دردامو
ببین تنهایی این روزا
منو از من جدا کرده
یه فریادی تو این سینه
منو انگار صدا کرده
صدای من تو این سینه
یه آواز پر از درده
یه درد مشترک با غم
غمی که ساکت و سرده
تو ای همبغض درد من
بیا با من بخون از عشق
بخون با من تو هرلحظه
از این روزای قحط عشق
چمیدونی از احساسم
نمی فهمی تو حرفامو
دارم این گوشه می میرم
ببین انبوه دردامو
باید رد شیم از این کابوس
از این حس جدایی ها
بگیریم دست دنیارو
بشیم فانوس دریاها
چه میدونی از احساسم
نمی فهمی تو حرفامو
دارم این گوشه می میرم
ببین انبوه دردامو
ببین تنهایی این روزا
منو از من جدا کرده
یه فریادی تو این سینه
منو انگار صدا کرده