
منم رفیق فابه برگه های سفید
ک پر شده از سیاهی و ضربه های رفیق
این عشقو باهم سخته بشیم شریک
چنکه از خووونه جفتمون تو این مسیرا چکید
این تن بسشه هرچی کشید
ک تنها دقدقمون این بود رو مثبتا بخوره تیک
خودم دیگه دستامو میگیره
چشام
میخواد ی دله سیر بباره
ولی غروره لعنتی جلو اشکامو میگیره
بزا واست بگم از تنهاییم ک شاید بد بود
ولی یادم اورد ی چیزایی
میدونم
بنده ی خوبی واست نبودم
ولی خدا توم بهم بدهکاری ی جاهایی