
با وجود این همه دلتنگی
جای اینکه مثلِ ابر ببارمت
از خیالتم گذشتم حتی
به خیالی که دیگه ندارمت
خودمو قانع کردم
که کنار بزارمت
فکر کردم بری
دلِ من طاقت نیاره
ولی این کارِ روزگاره
که تو برگردی دوباره
واسه اون دلی
که بی تو نفس نداره
من و تو به هم رسیدیم
آره این آخرِ کاره
هرکاری کردم تورو
از زندگی پس بگیرم
تا بدونی که نگاتو
نمی بازم به تقدیرم
نشد ولی لحظه ی آخر
توی اوج ناامیدی
میدونم که برمی گردی
تا دوباره جون بگیرم