
تو که طعنه به می می زنی از آن شهد شکر ریز
چرا پرده به مه می کشی از آن موی دلاویز
بیا شانه به گیسو زن سیه طره به یک سو زن
به هر دست امید ای مه مزن از مژه سوزن
جلوه تو با آن رخ همچو قمر کن شام سیه را ز رخ رشک سحر کن
داغ دل چاره کن لاله رخ من ژاله در ساغر لاله بیفکن
جام طرب کن تو امشب مه نو را بزم فلک را بدین شیوه بیارا
تو که طعنه به می می زنی از آن شهد شکر ریز
چرا پرده به مه می کشی از آن موی دلاویز
بیا شانه به گیسو زن سیه طره به یک سو زن
به هر دست امید ای مه مزن از مژه سوزن