
میگفتی تو به من داداش
سنو زودی رفت بالا
حرفاتومیخوندم از توی رفتارات
ولی حیف روزامون زودی رفت تاراژ
الان روشن میشه نخ نخ سیگار
هر طرف میرم پشتم حرف درمیاد
کل شبا من تو تختم بیدار
حتی بدم میاد از تفریحات
تو حوض پارک میکردیم اب بازی ما
بعد تاب بازیا
نداشتم من بهت احتیاج
هر کدوم داریم یه کارمای ما
تو فکر پروانه شدنم
میکشم من دور خودم یه پیله
همه جا پر رنگ کینه
پس میدم به خودم تکیه
کجای پس کجای رفیق الان خوب
نیست بدون تو حالم بیشتر میشه غمامون
کجای که فت کنیم دنیا رو باهم اسون
بسازیمخاطره ای که نشه فراموش