
سرد و گرم کردی من دلم شکست
انقدر رفتی امدی که شدم یه پَست اصلا
بارون زدش رفتی تو
طاعون زده شهرمو
سرد و گرم کردی من دلم شکست
انقدر رفتی امدی که شدم یه پَست اصلا
عالم بی تو قحطی شد
مردن من قطعی شد
سرد و گرم شده بازم شب روزم باسم
انقدره بیدار موندم شبو روزو با سم
طعم لباتم نمیره از یادم
۵ صبحه هنوزم من خوابم
نمیبره بیا بغلم بازم
بدن تو با چشمای من نازن
خاطراتت چرا نمیره از یادم
بیا بازم دارم برات آهنگ میسازم
بسه دیگه انقدره رفتن امدن
دپ شدم حتی نمیتونم رپ کنم عجب
دلتنگی هام پایان ندارن
کتابایی که داستان ندارن