
هر شب توی خونه، با لبهای خندون
من بوسه می گیرم ، از چشمای بارون
از عشق سرشارم ، تا صبح بیدارم
با خنده های تو ، حال خوشی دارم
هر ثانیه با تو ، یعنی که شعر نو
توی تموم شهر ، از عطر تو مملو
حتی خیابونا ، رد می شدن از روُم
توی ترافیکم ، اعصاب من آروم
با من قدم بردار ، تا کوچه ی پیری
دنیا به کام ماست، دستامو میگیری
خسته نمیشی که ، این کوچه باریکه
بی غصه وقتی که ، خوشبختی نزدیکه
از دور می رقصم ، وقت ِ خوش ِ دیدار
آغوشتو وا کن ، ای عشق بی تکرار