
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتادهام از پا چرا
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا
…
اون وقتی که داشتم بت نیاز
بگو بودی کجا، حالا چرا
اومدی سمت من حالا که حالم
بد خرابه و شیکسته بالم
بگو کجا بودی وقتی باید
رفتی و موندم با کلی شاید
کجا بودی وقتی که دل گرفته بود
سرنوشت قصمو بد نوشته بود
کجا بودی وقتی زندگی ترکوندم
بعد چند ماه اومدی که چی بشه جونم
ناراحتی از این که اخم میکنم بهت
من همونم که راحت کردی ولش
حالا سرت خلوت شده بیکاری
اومدی سمت من میگی در چه حالی
حالم خوش نیست پس برو پی کارت
عیسا باخت تو بردی خوش به حالت
نبودی بی تو روزام شکل شبم بود
شبا هم که ریه هام لنگ نفس بود
ساز نفس ناکوک بود سینم قفس بود
پاکت پشت پاکت میشد فقط دود
زمان میگذشت ولی فایده نداشت
گذرش نبود واسم چاره دوا
مغزم بهم میگفت ساده نباش
پیش خودم میگفتم شاد باشه هر جاس
میگفتم رفته بیخیالش پسر
اگه مهم واسش بودی سر میزد یه سر
اگه مهم واسش بودی نمیرفت یه ضرب
ولی خب دلم گوش نمیکرد به من
خب دیگه گذشت و گلهای نیست
اگرم که هست حوصلهای نیست
بگذریم آره اینم داستانی بوده
ولش کن حالا میگن چسناله خونه