
روزای خوبی داشتیم کنار هم تو بارون
بازم نشستم اینجا رو نیکمت زیر بارون
عطر تو توی این شهره در به در هواتم
یادمه گفته بودی همیشه من باهاتم
دست تو دیگه سرده بد شده دیگه حالم
توفکر خاطراتت هنوز توی خیالم
مسافری غریبم بی تو به شهر غربت
کاشکی میشد دوباره بدی به من یه فرصت
خاطره های خوبمون تو جاده ی شماله
حرفای عاشقونه با تو دیگه محاله
دروغ میگفت نموندش این دلمو سوزوندش
من که اونو میخواستم چرا با من نموندش
عاشقی خسته بودم تو لیلی خیابون
عاشقتو فروختی یه شب تو زیر بارون
حالا تورو ندارم چی مونده دیگه واسم
از همه آرزوهام فقط تورو میخواستم
آغوش تو بهار بود برای زنده بودن
گلهای باغ قلبِْ من عاشق تو بودن
رفتی و حالا دیگه خاطره ها تموم شد
منکه شکستم اما دل تو خوب جوون شد