
امدی از سکوت فریاد شدم
تا که شیرین شدی فرهاد شدم
در زمستان به قلبم رسیدی تا دیدمت مثل مرداد شدم
نیستم خالی و هستم پرت
پر شدم از توو تصورت
ساخته شد از خیالت وجودم
چیده شد خانه ام با آجرت
پرسیدم از عشق، پاسخ شدی
عکسی از بهشت تمام رخ شدی
من مینویسم حرفای تو
تا حفظ شوم الفبای تو
در دل من دگر شک نمانده
در دلم روزه سکوت بوده
امدی روزه ام افطار شده
پرسیدم از عشق، پاسخ شدی
عکسی از بهشت تمام رخ شدی
من مینویسم حرفای تو
تا حفظ شوم الفبای تو