
شب هام شده عین روز
خواب ندارم لش تور روز
ولی من میخوام اینو بگم
همه هیترن نیس کدوست
دوستم شده فقط سیگار تو دستم
میسوزه برام میسازع با مغزم
پیک رو پیک هرشبم ک مستم
ولی پیک اخرو من یادت هستم
سوال دارم از کار زمونه چرا سفید نمیشه همش سیاه میمونه
مگ عمر من چقد میمونه بخواد بگا بره اونم کلش تو این زمونه
بودم یپسر شر ک تو زندگیش
کلی تلاش کرد رفت پی میل خویش
میدونست راه سختی داره ولی جنگید براش
نشد هنگو گیج
چرا کسی نمیفهمه مارو
چرا کسی نیس بشنوه حرف مارو
میخوام بخونم از دختری ک
زندگیش شد واسش زهر مارو
اون نداشت فکرای منفی
ولی تحریک میشدیم ما با ی تمجید
اون فقط میخواست آزاد باشه
ولی زندگیش بود توی قولو زنجیر
نمیگم ماهم تقصیر مونه ولی اشکای شبش
حاجی گردنمونه
نمیخوام بگم تلخ زمونه
چون خودمون کردیم پ حقمونه
زندگی گذشت خوب یا بد راضی بودین
راضی بودین چون چاره ای جز راضی بودم نداشتین