
متن آهنگ لحظه ها حامد نساج پور
درِ دنیا به روم بستهس
ولی تو مثلِ یه راهی
دلم گرمه به اون لحظه
که واسه من یه همراهی
کدوم کوچه؟ کدوم بنبست؟
تو گرمای تنت جا شم
کدوم روزِ کدوم تقویم،
دلیلِ بودنت باشم؟!
یه جایی توی این خونه،
میای… بازم به آغوشم
برَهنه از غم و غصّه
لباسِ شوق میپوشم
نگو این بوسه و آغوش،
تو یادِ تو نمیمونه
که دنیا توی این لحظهست؛
یه تاریخ اینو میدونه!
آهنگ حامد نساج پور به نام لحظه ها
تو هستی من نمیترسم
نه از مردن، نه از آوار
چی میشه سمتِ بیراهه
من و تو باشیم و گیتار؟
چه تقدیرِ قشنگی شد!
ما با همدیگه زیباییم
یه روز پَر میکشیم با هم،
ما مالِ آسموناییم!
یه جایی توی این خونه،
میای… بازم به آغوشم
برَهنه از غم و غصّه
لباسِ شوق میپوشم
نگو این بوسه و آغوش،
تو یادِ تو نمیمونه
که دنیا توی این لحظهست؛
یه تاریخ اینو میدونه!