
من رو تنم هزارتا زخم کهنه دارم
بهم بگو مرحم روی کدوم بزارم
جواب طعنه های مردم و ندادم
تا تو یه وقت فکر نکنی که حذب بادم
به هیچ کسی از دردمون چیزی نگفتم
با اینکه صدتا حرف از این و اون شنفتم
هنوز نزاشتم خونه رو سرت خراب شه
هنوز نزاشتم خاطراتمون عذاب شه
با تلخیات ساختم عزیزم
زندگیمو باختم عزیزم
واسه همینه پات نشستم
واسه همینه اشک میریزم
بمون نزار خونه خراب شیم
نزار سوال بی جواب شیم
خاموش کن آتیش دلت رو
نزار دوتایی با هم آبشیم…
از وقتی یادمِ دلم با تو یکی بود
با اینکه موندن با تو یه دیونگی بود
تا زندگیمون زندگی شه راه زیاده
این راه و باید رفت اگه حتی پیاده..