
روزا گذشت سنم رفته انگار یه سال بالاتر
سرسخت جنگی وارد به کار از قبلا پا برجا تر
تقدیرم با چرخ دنده هاش می خواست بگیره زیرم
اما انگار یادش نبود من یه بلوط پیرم
منه تنها قلم سلاح رقیباهم بی شمار
از دوست خوردم یا از دشمن کی از پشت زد تو غبار
زندگی قله و دره است اینو خودم می دونم
اگه رینگ مبارزه است تا آخر توش میمونم
اگه این دنیا قماره من هیچوقت باخت نمیدم
حتی اگه تک بیاره من با دولو بریدم
حتی اگه نارفیقا به شکستام خندیدن
با شلیک واژه روبیت اونا بیگ بنگ و دیدن