
نِگاه کن قَلب آدَمها ، داره آهِسته میمیره
کسی که عِشقو بشناسه ، جَهانش درد میگیره
مَن و تو با شب این شهر ، یه دَرد مُشترک داریم
کسی اینو نِمیفهمه ، رو قلبامون ترک داریم
دُنیا دیگه دُنیای خوبی نیست
زَخماش هَمیشه با تو میمونه
وَقتی رو صَحنه بُغض آدمَها
پُشت نقاب خَنده پنهونه
دُنیا دیگه دُنیای خوبی نیست
زَخماش هَمیشه با تو میمونه
وَقتی رو صَحنه بُغض آدمَها
پُشت نقاب خَنده پنهونه
زمونه بَد شُده یا ما ، رفاقتها به مو بَنده
کسی که مِثل سایه ات بود ، داره چشماتو میبنده
بَرات چیزی نمیمونه ، نه امروز و نه فردایی
چقدر سَخته که میفهمی ، میون جَمع تنهایی
دُنیا دیگه دُنیای خوبی نیست
زَخماش هَمیشه با تو میمونه
وَقتی رو صَحنه بُغض آدمَها
پُشت نقاب خَنده پنهونه
دُنیا دیگه دُنیای خوبی نیست
زَخماش هَمیشه با تو میمونه
وَقتی رو صَحنه بُغض آدمَها
پُشت نقاب خَنده پنهونه