
از ترمه ی پیراهنت تا سرمه ی چشم تا آن حریر موی آن پیوند
از طرز لبخندت بگیر تا چال گونه بر این همه مجموعه زیبای تو سوگند
منظومه ای از آتشی بس پر حرارت هم دافعه هم جاذبه دارد نگاهت
در هر سحر بیداری ات پایان ظلمت از چشم تو نوری رسد با هر پگاهت
ای دخت ایرانی خفته در چشمان تو تاریخ و اسراری
به چه زیبایی گاهی دل آزاری نقش رخسار تو برق یار قاجاری
آی دخت ایرانی ای دخت ایرانی
زلف آشفته ی تو از جنگ دارد نشان لشکر گیسوی تو تا تبریز میشد هر زمان
با حضورت چای من تلخ نمیگردد که چون طعم زیبایی تو چون پولکی اصفهان
ای عطر تو از نرگس شیراز، سعدی و حافظ از تو گفتن راز
از دختران چین و ماچین تر ای نغمه ی شور تو در هر ساز
ای دخت ایرانی دخت ایرانی خفته در چشمان تو تاریخ و اسراری
به چه زیبایی گاهی دل آزاری نقش رخسار تو برق یار قاجاری
ای دخت ایرانی دخت ایرانی خفته در چشمان تو تاریخ و اسراری
به چه زیبایی گاهی دل آزاری نقش رخسار تو برق یار قاجاری
آی دخت ایرانی آی دخت ایرانی