
یادمه قلبت بهم کلی عاطفه داشت
دلم باهات چقدر خاطره داشت
قصه از جایی شروع شد که خدا
دوتا درخت تنهارو با فاصله کاشت
تو دله تنهاییه شب سرد تیرم
کشش داشت به تو
سمت چپ سینم
میخواستم برات یه دنیا گل بچینم
که یه دفعه دوتا دستات زد به تخت سینم
دیدی معلق شدم من
اون جای حالیت
منو پرم کرد
به خودم اومدم
دیدم آدمای بد دورم هست
هی سرگردون
منو به خودم
برگردون
فک کردم ماله منی
ولی ریشت وصل جنگل بود…
یادمه اینکه
قلبم تورو گرفتن ازم
میدونستی بی تو
حاضرم بهشتم نرم
کاشکی این جهنمو بیایو
بگیری ازم
همه اینا به کنار عزیزم
یه چیزی فقط
برگرد
بگیر هستیمو دستتو
برگرد
بجنگ تقدیرو خسته کن
برگرد
اصلا من بد تو عقل کل
برگرد
اصلا صد هیچ به نفع تو…
دیدی معلق شدم من
اون جای حالیت
منو پرم کرد
به خودم اومدم
دیدم آدمای بد دورهست
هی سرگردون
منو به خودم
برگردون
فک کردم ماله منی
ولی ریشت وصل جنگل بود…