
متن آهنگ لیلی و مجنون مسعود مهراد
سردی و نبردی بویی از لیلی تو
برعکس تو مجنون و گرفتارم من
از دیده برفتی تو ولی از دل نه
دلتنگمو مجبور به تحمل کردن
رفتی و دگر بعد تو دلم روشن نیست بیا
ای جان دگر تاب بیش از این مردن نیست بیا
بعد از تو امیدی به زندگی در من نیست بیا
رفتی و دگر بعد تو دلم روشن نیست بیا
آهنگ مسعود مهراد به نام لیلی و مجنون
ای جان دگر تاب بیش از این مردن نیست بیا
بعد از تو امیدی به زندگی در من نیست بیا
من زنده به دیدار دوبارم از دوری چشمانت
بی آرام و قرارم دلتنگ توام هر روز خدا
نخواهم غیر تورا توئی دارو ندارم
رفتی و دگر بعد تو دلم روشن نیست بیا
ای جان دگر تاب بیش از این مردن نیست بیا
بعد از تو امیدی به زندگی در من نیست بیا