
کنار پنجره دیدم چجور پرده رو برداشتی
نشونیش وبهت میدم همون شالی که سر داشتی
بهم گفتی که من خوابم گوشیم رو حالت پرواز
داری تو خواب راه میری بالبخندی پراز ابراز
چه حسی دارم از امشب بگو بامن تو چند چندی
دارم میبینمت ای وای توداری باکی میخندی
دیگه از خاطرم رد شو بلاتکلیف وآشفتم
شدم شکل عزاداری پراز حرفای تاگفتم
کنار پنجره دیدم چجور پرده رو برداشتی
نشونیش وبهت میدم همون شالی که سر داشتی
نوشتم عاشقت هستم به حرفام تازه خندیدی
چنان مغرور بودی که شکستم رو نمیدیدی