
همین الان/همه چی رو بی چون و چرا گذاشتم کنار
واسه کسی که واسم وقت نداشت و خالی کردم وقت براش
دیدم حیفه /تا یه جا میتونی باشی حریف میلت
سن که بره بالا میبینی زندگی نبوده هیچوقت تابع میلت/صاحب خیرت
اسیر خودخوری بودم یه دوره ای/افتادم گیر/قرض و بدهی
خودم واسه خودم همش گِله میچید تو این خِنثی بعیدِ برسی
یه دلِ سیر/ تو دلم گِله بود نبودِ حال خوب/ برام رِله بود
اینقد عادت کردم به این حال و روز /که تو تقویمم همه چی تیره بود
اَ یه جایی به بعد/من موندمو و جفت پاهام /که هر جا رفتم موند باهام
سلامتی هرکی که اون بالاس /از خدا بگیر تا اونی که یه زمانی بود باهات
با نداریات/ خونشو ساخت تو کنج دلت/مبادا یه وقت بگیره دلت
تربشه کنج چشت و ندی هر شب یه گل بهش/نشی قربون چش خوشگلش
با اینکه مهم نی قراره چی بشه / وقتی زندگی شیرَتو میکشه
پَ جدی نگیر مگه چی میشه یه بارم لبخنده بیاد به چشت
تو این دوگانگی /خورد شدم با هر اشکی که دوباره ریخت
نمیدونی شدی دچارچی وقتی/وقتی هیچی روبرا نیست
تو این دوگانگی خورد شدم با هر اشکی که دوباره ریخت
شاید تقصیر من بوده این دفعه هرکی که اومدش سمتم/ زهرشو ریخت
منو شبو دربدری میرفتم یه وری/ که نگیرن از من خبری
حتی اَ اتاق بقلیم خواستم /کسی حالمو پرسید بگه/ ندارم ازش خبری
دیگه واسم فرق نمیکنه وقتی هیچی دیگه حالمو عوض نمیکنه
اگه یه دنیا حرف توی دلم مونده میزارم کنارِ خواسته های عقب مونده
هیی به خودم میام/تو به روم نیارهرچی که از دهنم پرید
ما خیلی وقته ازخودمون زدیم که الان اینیمو آب از سرمون پرید