
شبیه بارونم که میریزه رو تهران
شبیه خورشیدم که میرسه به چشمات
اشکاتم که میره زیر پلکات
بغضای شبونتم که پنهانه
قصه هام ، شبیه انتهام
قاتلم و فاصلش تا انتقام
ساز ناکوک ، شبیه انبار باروت
کادو ام که خاک گرفت آروم آروم
تلقینم ، شبیه تلخی ام
یه مرد عاشقم که بدجور تو سختی ام
خاطرم که پاک شد از ذهنت
فاصلم که زیاد شده بینمون
فاصلتو کم کن تا من
من بهت عادت دارم
یکمی صبر کن واسم
تا اومدن دو تا بال کم دارم
چقدر خوابت مظلومه
چقد چشات معصومه
میگن اون ناراحته
دل نگفتی اون شب حالت بد بوده
آره معلومه ، تو که خوابیدی و هر چی ام پشتت بگن قبوله
میگن از من عاشق تر بودی ، خالیه جات امشب خونه
تو یه برگی از دفتر من ، از دفتر قصه ی عشق به تو
جزیی تو لحظه ی من ، یه جزیی که میارزه کلی به کل
شیرینی واسه من ، من فرهاد در حال کندن کوه
قطره ایی از دریا ، ولی با ارزش تر از دریای نور
فاصلتو کم کن تا من
من بهت عادت دارم
یکم دیگه صبر کن واسم
تا اومدن دو تا بال کم دارم