
میشه سنگین و بسته گلوم تو وقتایی که هستی پهلوم
تو چی داری که انقد سریع پیشت قلبم میشه بستری
تو یه الماس نابی پر نوره دلت
چقد بد داره میچربه بهم زوره دلت
یه لحظه تا پلاکمو زدم زودی رو هم
تیکه پاره های قلبمو دوختی بهم
لای لحظه های زندگیم شیرین طعمی
یجای تو قلبم رفتی که خودت نمیفهمی
تو یه موجی که میشوره دلو تسکین دردامی
تو آخرین سلاح واسه جنگیدن با ترسامی
یه الماس نابی پر نوره دلت
چقد بد داره میچربه بهم زوره دلت
یه لحظه تا پلکامو زدم زودی رو هم
تیکه پاره های قلبمو دوختی بهم