
کاش بزرگ نمیشدیم یه جا وایمیسادش تقویم
دلم مدرسه رو میخواد بازم برم زنگ تفریح
شاگرد ته کلاس،همیشه قد و رو راست
کابوس معلما بود واسه ی شیطونیاش
ولی دوسش داشتن با همه ی شلوقیاش
خیلی وقتام دم دفتر بودش با اولیاش
کل دنیارم گرفته بود به
یادش بخیر،اون کوچه های ۳ متریمون
بعد ناهار،لنگ ظهر بودیم بیرون
برای بازی با بچه محلا توپای دو لایه
دروازه های آجریو کفشای پاره
بچه بدای مدرسه شدن خوبای خیابون
توی هر مسیر اشتباهی هستش رد پامون
دوران طلایی زندگی بودش اون روزامون
گذشته ئو خاطراتش مونده توی رویاهامون