
این دیدبون این دیدبون دیگه نمیخوابه اون حرفا دروغ بود
این دیدبون این دیدبون دیگه نمیخوابه وقتی ابرا میره اون دور
شدم دیدبون اون برجک هنوز یاد آرزوهام میفتم
که بگیرم فراموشیو ندونم شام چی خوردم
انگاری دیوونم چو هر روز حال کسی که تو آینس میپرسم
بگو امروز چطوری حالت خوبه
دوباره اون عشق دیشب تو خوابت بوده
ببین من هنوز پشت گوشیم تار موته
امروزم هیچی نگفت اون لبا ساکت بوده
کل این شهرو گشتم ولی کسی مثت نبود
کنم با خودمم لجو مشت تو دیوارو دست کبود
حتی اون که ادعاش میشد تهش پیشم نموند
تورم میسپورمت به باد بامن شده کارت تموم
این دیدبون این دیدبون دیگه نمیخوابه اون حرفا دوروغ بود
این دیدبون این دیدبون دیگه نمیخوابه وقتی ابرا میره اون دور